درباره نویسنده

مریم ایجادی

کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی | نویسنده و محقق داستان نویسی

مطالب مشابه

2 ديدگاه

  1. 1

    م.نقد پیشه

    با درود:
    – داستان شروع خوب و روانی دارد. جملات به قشنگی دنبال هم می آیند …
    – بمرور که داستان جلو می رود ، اشاره به موهای سفید سر ، تیغ زدن موها ….داستان را ملموس و واقعی می کند.
    – با توجه به حجم کم داستان که با بعضی از طبقه بندی های داستانی در حد« فلش فیکشن»است. داستان خوب پرورش پیدا کرده.ولی باز هم جای گسترش دارد.
    – اما آنجاکه راوی از شکستن دست یاشار و روشن ماندن سماور می گوید، کمی داستان می اید به سطح. و به « غرنامه» شبیه می شود. اما با توجه به نتیجه آخر داستان ، وجود این تکه لازم است. برای همین بهتر بود داستانی تر بیان می شد.
    – انتهای داستان هم نمی دانم واقعی است یا نه . اما غافلگیر کننده است و جالب. ولی اگر خواننده به خودش فرصت بدهد که راجع به پایان داستان کمی فکر کند ، احتمالا به این نتیجه می رسد که پایان ، کمی شعبده است. و در سیر و روال منطقی داستان قرار ندارد. بدورد

    پاسخ
  2. 2

    مریم ایجادی

    داستان جای خالی صدمین سوزن در ژانر واقع گرای مدرن با راوی اول شخص روایت می شود. داستان زن و شوهری که در منزل هستند و مرد حواسش نیست و کتابش را روی میز می گذارد و بسته صدتایی سوزن ها روی زمین می ریزد و آنها نود و نه تا را پیدا می کنند و یک عدد آن پیدا نمی شود و آنها از ترس اینکه آن یک عدد زیرپای فرزندشان برود باز هم می گردند. در این میان راوی به ذکر توقعات و خواسته های برآورده نشده از طرف همسرش می پردازد و خواننده متوجه رابطه آنها می شود ولی در این میان چون راوی مرد است ما فقط خواسته ها و نیازهای برآورده نشده مرد را می فهمیم در صورتیکه وقتی زن با پیدا نکردن سوزن خشمگین چند بار او را سرزنش می کند و در آخر به دیوار تکیه می دهد و گریه می کند به این نتیجه می رسیم که قطعا زن هم در زندگی دچار خواسته ها ی برآورده نشده و بی توجهی مرد است او هم قطعا حرف هایی برای گفتن دارد که اگر نویسنده راوی را عوض می کرد حرف ها و شکایات او را هم می شنیدیم وگرنه موضوعی به این کوچکی نمی تواند باعث واکنش های تند و عصبی زن و شوهر شود اما این موضوع انگار بهانه ای است برای بیان اعتراض ها و نارضایتی آنها. داستان، داستان روابط سرد، نادیده گرفتن خواسته های زن و شوهر در زندگی مخصوصا بعد از گذشت چند سال است که موی سفید زن و وجود فرزندشان این زمان را نشان می دهد. زندگی که انگار تنها دلیل پابرجا بودن آن وجود یاشار است و نه چیز دیگر. آن چنان که زن می گوید ممکن است بچه از مدرسه بیاید و سوزن در پایش برود و مرد شاکی است که ممکن است سوزن در پای او هم برود اما همسرش برایش مهم نیست. در پایان داستان مرد تمام سوزن ها را از روی حرصش روی زمین می ریزد. در واقع به نوعی ما آدمها آنقدر درگیر یک چیز کوچک می شویم و به آن می چسبیم (یک سوزن گم شده) که در آخر تمام آن خوبی ها و موجودی هایی را هم که داریم بخاطر همان یک چیز از دست می دهیم و نابود می کنیم( نود و نه تایی که مرد روی زمین می ریزد).
    سوزن در این داستان می تواند تصویر مرکزی باشد. در داستان تقابل بین زن و مرد را داریم. نویسنده در این داستان توانسته است با یک چیز کوچک مثل سوزن موضوع و دغدغه بزرگی را به تصویر بکشد.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1393 - 1396 © تمام حقوق این وب سایت برای کاپ و نیوز محفوظ می باشد.