درباره نویسنده

مریم ایجادی

کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی | نویسنده و محقق داستان نویسی

مطالب مشابه

1 ديدگاه

  1. 1

    خلیل نیک پور

    توضیحی بر نقد و نظرم بر داستان «نگاه می کنم»

    چون قرار بر این شد که نقد و نظری به داستان « نگاه می کنم » بنویسم بعد از متنی که در این باره نوشته ام و در پایین داستان قابل رویت است لازم بود توضیحی را هم ضمیمه ی آن کنم.
    در ابتدای امر که داستان «نگاه می کنم» را خواندم، برایم این احتمال بوجود آمد که «مینا»ی داستان، یک مرغ مینای سخنگو باشد ولی در ادامه ی داستان و با وجود دلایل متعددی که در داستان موجود است و در ادامه به چند مورد از آن اشاره خواهم کرد از این احتمال چشم پوشی کردم.
    اول این که اسم «مینا» برای این نوع پرنده یک اسم عام محسوب می شود و معمولن بعید به نظر می رسد کسی حیوانی را توی خانه نگه دارد و برای نام گذاری آن از اسم عام آن حیوان بهره ببرد مثل این است که کسی گربه، سگ، اسب و … داشته باشد و برای شان از همین اسامی عام خودشان_ گربه، سگ، اسب و …_ استفاده کند.
    دوم این که توصیفات متعددی در داستان وجود دارد که به هیچ عنوان در توصیفِ کنش یا رفتار یک پرنده یا مرغ مینا نمی تواند صحیح و طبیعی باشد. در واقع غیر ممکن است. مثل این توصیفات:
    _ «مامان با غیض مینا را بغل می کند و مینشاندش کنار سفره. » تا به حال چه کسی دیده که بشود یک پرنده یا همان مرغ مینا را بنشاند روی زمین. ( فعل نشاندن برای یک مرغ مینا غیر ممکن است) چون این توصیف نمایانگر این است که کاراکتر سرپا ایستاده یا توی بغل مادر راوی است آن وقت از حالت سرپا او را می نشاند کنار سفره. که با توجه به ویژگی ها و خصوصیات فیزیکی رفتاری و جسمی یک مرغ مینا به هیچ عنوان امکان پذیر نیست و غیر ممکن است و توصیف درست می تواند این گونه باشد که: « مامان با غیض مینا را بغل کرد و گذاشتش کنار سفره.»
    _ خود همین به کار بردن فعل «بغل کردن » برای مرغ مینا به هیچ وجه صحیح نیست چرا که در مورد یک پرنده( مرغ مینا ) به کار بردن این فعل بی معنا است.( برای حیواناتی مثل گربه و سگ و مانند آن ها می تواند فعل درستی محسوب شود ) فعل مناسب می تواند برداشتن آن (پرنده) توی دست یا قرار دادن آن توی دست یا روی دست یا روی مچ و از این نوع توصیفات باید باشد.
    _ سر خوردن مینا از روی مبل هم توصیف نادرستی است چرا که مرغ مینا اگر در این موقعیت قرار داشته باشد(یعنی روی مبل) پایین آمدن آن از روی مبل نمی تواند به صورت سر خوردن باشد بلکه به صورت جست زدن خواهد بود.
    _ در صحنه ی آوردن غذای جشن بله بران توسط همسایه، پس از آن که همسایه می گوید « شام بله بران خواهرش است مینا می گوید مبارک است و زل می زند به ماهی » در این صحنه اگر راوی بعد از دیالوگ همسایه که به غذا اشاره دارد بگوید مبارک است و سپس مینا کلام او را تکرار کند «مبارک گفتن مینا»در این صحنه علت مند و قابل پذیرش خواهد شد ولی وقتی مینا بدون زمینه ی قبلی می گوید مبارک استدور از باور است و دلالت مند نیست و فقط باعث گمراهی خواننده می شود.
    طبیعی است که با انتخاب نادرست واژگان و ارائه ی نادرست توصیفات در هر قسمت از داستان، آن ایماژی که مد نظر نویسنده است در ذهن و خیال خواننده شکل نخواهد گرفت و او را دچار اشتباه خواهد کرد و به همین دلیل و بی شک، ایماژی که این توصیفات( و توصیفات متعدد دیگر) در مورد این شخصیت در ذهن خواننده ایجاد می کند جسمیت و رفتار یک دختربچه خواهد بود و چه بسیار از این نوع توصیف که در جای جای داستان وجود دارد و نشانه هایی است دال بر حضور یک کودک و رفتاری که از یک کودک می تواند سر بزند نه از یک مرغ مینا.
    در کنار این توصیفات نامتناسب با شخصیت مدنظر ما، در طول داستان هیچ تصویر یا توصیفی از این که مینا یک ‍پرنده با ویژگی های یک مرغ مینا باشد وجود ندارد به جز صحنه ی پایانی داستان که پدر راوی، مینا را در قفس قرار می دهد و از خانه خارج می کند ولی نکته این جاست که بی تردید آوردن این نشانه در پایان داستان را اگر بگوییم که موید مرغ بودن «مینا» است، این، شگرد و ترفندی نیست جز فریب خواننده، چرا که ما در ۹۰٪ از این داستان با توصیفات و تصویرسازی هایی از این کاراکتر روبروییم که نمایش گر یک دختربچه در این خانواده است و شایسته و بایسته است که داستان نویس در روایت داستان خود، در برابرِ مخاطبش، با صداقت، هر آن چه لازم است در صحنه های آغازین داستان به دست خواننده بدهد. در ثانی، آن صحنه پایانی از نظر بنده، همان گونه که در نقد هم اشاره کرده ام می تواند کارکردی استعاری داشته باشد. درست که ممکن است در رد این نظر بنده گفته بشود که گذاشتن دختربچه ای به این صورت در قفس و خارج کردن آن به دلایلی که در داستان خوانده ایم دور از عقلانیت است ولی باید بگویم نمی شود دلایل گوناگونی را که در داستان وجود دارد و نمایانگر دختربچه بودن میناست نادیده بگیریم و فقط به استناد در قفس قرار دادن او بگوییم که با یک مرغ مینا طرف هستیم و آن را ملاک بدانیم. گذشته از این، چه لزومی دارد که حالا در این شرایط این مرغ مینا باید حتمن از این خانه بیرون برده شود و آن هم راوی آن گونه عکس العمل از خود بروز بدهد که به بهای به خطر افتادن جانش تمام می شود و مهمتر این که اگر به اول داستان بازگردیم کمی از باور پذیری به دور است که راوی در قبال یک مرغ مینا از مهریه اش چشم پوشی کند. لااقل در این داستان شواهد و دلایل کافی موجود نیست که بتوان پذیرفت که یک مرغ مینا آن چنان اهمیتی برای این راوی دارد که حاضر است در ازای آن، از مهریه اش چشم پوشی کند. ///

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1393 - 1396 © تمام حقوق این وب سایت برای کاپ و نیوز محفوظ می باشد.